انسان و کائنات

    مهارت
    انسان و کائنات - بهارباور

    در این قسمت قصد داریم رابطه انسان و کائنات را توصیف کنیم با ما همراه باشید.(بهارباور)

    وقتی هر چیزی که در جهان هستی وجود دارد(مشاهده شده یا مشاهده نشده) را به کوچکترین اجزاء خود تجزیه و تحلیل می کنیم متوجه می شویم که همه چیز از انرژی خالص حاصل از اتم های مرتعش و درحال ارتعاش تشکیل می شود.

    فیزیک نیوتونی می گوید که طبیعت اتم ها جامد است. کشف بزرگ انیشتین البته ثابت کرد که اتم ها را می شود به اجزاء کوچکتر تقسیم و تجزیه کرد و وقتی این کار انجام می شود خواهیم دید که ذرات زیر اتمی مجموعا که اتم ها را می سازند در واقع انرژی خالص هستند. انیشتین معتقد بود که انرژی که او کشف کرده است به شکل و فرم ذرات می باشد حتی اگر ظاهری جامد داشته باشد. نظر او تا حدودی درست بود. توماس یانگ(Thomas Young) معتقد است که انرژی اصلا به شکل ذرات نیست بلکه بیشتر به شکل موج می باشد.

    در واقع این دو دانشمند در این زیر اتمی به شکل موج است یا به شکل ذرات اختلاف نظر داشتند. در واقع طبق این دو نظریه، هر چیزی در جهان هستی، ماه، کامپیوتر شما، یک صندلی، یک ماشین و حتی خود شما قابل تجزیه به کوچکترین اجزا انرژی در حال ارتعاش هستند. تنها تفاوت بین این دو نظریه در میزان سرعتی است که ذرات در حال ارتعاش ایجاد میکنند. ارتعاشات به یکدیگر حمله می کنند و یک شی خالص را به وجود می آورند.

    انسان و کائنات - بهارباور  

    در سال 1922 یک دانشمند به نام نیلز بوهر(Niels Bohr) گفت که انرژی هم به شکل موج و هم به شکل ذره وجود دارد اما هرگز انرژی همزمان به دو شکل (موج و ذره) وجود ندارد. در سال 1927، بوهر و دیگر دانشمندان جمع شدند تا آزمایشی را انجام دهند که این آزمایش نشان داد که ذرات ریز اتمی هم به شکل و هم به شکل ذره وجود دارند.

    اما هرگز در یک زمان هم به شکل موج و هم به شکل ذره نیستند. حقیقت این است که ذرات ریز اتمی انرژی امواج هستند. دانشمندان در این آزمایش مشاهده کردند که انرژی شکل و فرم افکار و باور های دانشمندان ناظر را به خود میگیرد.

    مثلا اگر دانشمندی باور دارد که شکل و فرم انرژی به صورت موج است پس او در این آزمایش هم انرژی را به شکل موج می بینید و اگر دانشمندی ایمان دارد که شکل و فرم انرژی به صورت ذرات است، حتما شکل انرژی را در این آزمایش به شکل ذرات مشاهده می کند (همیشه مشاهده کننده جنس مشاهده شونده را تعیین می کند)

    در اینجا به چه نتیجه ای میخواهیم برسیم؟ هر تفکر و باوری که شما شدیدا روی آن تمرکز کنید حتما بر اساس سطح باور ایمان شما به واقعیت تبدیل می شود. به عبارت دیگر شما همان چیز را می بینید که به آن باور دارید. دکتر جودیس پنزاد محقق در زمینه علوم اعصاب این گونه بیان می کند: “وقتی شما به درستی روی یک هدفی در آینده تمرکز می کنید و همزمان در طول فرآیند فکر های درونی خود را به واقعیت بیرونی نزدیک کنید، آنگاه مغز قادر به درک تفاوت بین این دو معقوله نیست، سپس بدن شم، یعنی همان ذهن نا خودآگاه شما، شروع به تجربه کردن همان آینده جدید در لحظه اکنون می کند. شما ژن های جدید را به روش های جدید سازمان دهی کرده اید که برای آینده ای که شما تصور کرده اید آماده شوید.”

     

    دکتر جودیس نیز در ادامه میگویند که اگر شما میتوانید یک تجربه شفاء بخشی را در دنیای درونی افکار و احساسات خود تجربه کنید. پس آن تجربه شفا بخشی حتما به عنوان یک تجربه واقعی در دنیای بیرونی شما رخ میدهد. اگر شما یک فکر و ایده را طوری تجربه می کنید که گویا در دنیای بیرونی واقعیت خارجی دارد.

    آنگاه دیر یا زود شما شواهدی را در بدنتان و مغزتان پیدا می کنید. به عبارت دیگر، اگر شما مکررا به طور ذهنی آینده ناشناخته ای را به یک منظور شفاف و یک احساس عالی تمرین کنید، آنگاه شما تغییرات واقعی نوروپلاستی در مغزتان و همچنین تغییرات این ژنتیک در بدنتان تجربه خواهید کرد. این تحقیقات اخیر نشان میدهد که ما یک توانایی طبیعی در تغییر ذهن و بدنمان داریم. در واقع نتیجه می گیریم که ما آن چیزی را جذب می کنیم و تبدیل به آن چیزی می شویم که به آن فکر میکنیم و به آن اعتقاد داریم.

    دیدگاهتان را بنویسید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.