بهاردوست

    درباره من

    بعد از 32 سال زندگی یکسری چراها افکار من رو مشغول خودش کرده بود.
    هر وقت به هر طرف نگاه می‎کردم می‌دیدم یکسری آدم‎ها حالشون بده؟!
    با تعداد اندکی از مردم که حرف می‌زدم انگیزه ای برای ادامه زندگی نداشتن؟!
    و به خودم می‌گفتم؛
    چرا هیچ چیز سر جای خودش نیست؟!
    چرا مردم اینقدر سرگردون هستن؟!
    چرا بعضی ها هر چقدر تلاش میکنن به جایی نمی‌رسن؟!
    چرا اینقدر خانواده‌ها بر سر یکسری مسائل مالی و ارتباط ناصحیح دارن از هم دور میشن؟!
    چرا هر چی کار می‌کنی سر ماه نرسیده پول تمام شده و خجالت زن و بچه هامون رو می‌کشیم؟!
    چرا هر چی تلاش می‌کنیم به پول زیاد برسیم اتفاقی نمی‌افته؟!
    چرا هر چه من و خانواده‎ام به سمت ثروت حرکت می‌کردیم درجا می‎زدیم؟!
    چرا هر وقت می‌خواهیم یک اتفاقی را توی زندگیمون رقم بزنیم باید بریم بانک وام بگیریم اون هم با دردسرهای زیاد که ضامن و جواز کسب و سفته؟!
    چرا باید همیشه حسرت زندگی یکسری آدم‌ها را بخوریم؟!
    و چراهای دیگر…؟!

    و از طرفی دیگر، یک عده از آدم‎های نادری را می‎دیدم که خوشحال، شاد و ثروتمند، از زندگی‎اشان لذت می‎بردند و هر وقت از آنها در مورد کار یا اتفاقات خوب زندگی شخصی‎اشان می‎پرسیدم به من می‎گفتند همه چی عالیه! منم به خودم می‌گفتم مگه میشه همه چی عالی باشه! می‌دیدم که مسافرت‌های زیاد میرن ماشین‌های لوکس سوار میشن لباسهای زیبا و شیک میپوشن و. . . من تعجب می‎کردم که چرا بین من و آدم‎های ثروتمند اینقدر فاصله هست. من که کار می‎کنم، ولی چرا درآمدم مثل آنها نیست؟

    این چراها بود که 20 سالی فکر من را مشغول خودش کرده بود و یک ندایی از درونم به من می‎گفت: که زندگی یک بُعد دیگه‎ای هم دارد که تو نمی‎بینی و همیشه از خدا می‎خواستم که حقیقت دنیا را به من نشان بدهد.

    سال‎ها توی این فکر بودم تا اینکه در یکی از روزهای سال 1392، یکی از دوستان را دیدم که با هم صحبت می‎کردیم و دیدم اطلاعات خوب و جدیدی رو داره ذوق و شوق فراوان به من یاد میده و آنقدر پر انرژی بود که من متعجب شده بودم و حرفهایی میزد از جنس امید و رسیدن به آرزوها متوجه شدم حرف‎های قشنگی درون صحبتهایش استفاده می‎کنه و کلمات جدیدی را برایم تعبیه می‎کنه که تا آن لحظه به گوش من هم نخورده بود و من مسخ صحبتهاش شده بودم و دوست داشتم ادامه بده چون حس خوبی رو داشت به من انتقال میداد. ازش پرسیدم که این صحبت‎ها را از کجا شنیدی؟
    گفت فایل‌های انگیزشی گوش میدم و من ازش درخواست کردم که به من هم از اون فایل‌ها بده و یکسری فایل صوتی به من داد و گفت آنها را گوش کن و با دقت به کارهایی که میگه عمل کن و ببین زندگیت چقدر تغییر می‌کنه و ببین چطور دنیا برات یک جور دیگه میشه.

    در آن فایل‎های صوتی یکی از اساتید موفقیت در مورد قانون جذب صحبت می‎کرد، مشتاقانه گوش می‎کردم و از صحبت‎های استاد لذت می‎بردم چون داشت از فرمول رسیدن به آرزوها و زندگی پر از عشق و مدیریت صحیح زندگی و ارتباط درست برقرار کردن صحیح با هر فردی که روی کره خاکی هست رو آموزش میداد.

    تازه آن موقع بود که به خیلی از سئوال‎هایی که قبلا کسی براش جواب نداشت یا درست جواب نمیدادن رسیدم و فهمیدم که ذهن ما توسط پدر و مادرمون درست نسبت به پول و مدیریت زندگی درست برنامه ریزی نشده و تقصیر اونها هم نیست، چون اکثر پدر و مادرها هم توسط والدینی با همین طرز تفکر یعنی تقلید کردن برنامه ریزی شده اند و تقریبا اکثر پدر و مادرها آموزش‌های صحیح زندگی را ندیدن و امیدوارم که شما به موفقیت‌های روزافزون برسید.

    خودم از اون روزها به بعد که تا الان ادامه داره شروع کردم به کتاب خواندن، تحقیق، نوشتن مطالب، رفتن به کلاس‌های موفقیت، فن بیان، ارتباطات تا مهارت‌هایی را کسب کنم تا با مردم بهتر بتوانم ارتباط برقرار کنم و رابطه دوستانه داشته باشم و شروع کردم ساختن ارتباط خودم با خدایی که بخشنده و مهربان است نه خدایی که غضبش از بخشندگی‌اش بیشتره و این را عرض کنم خدمت شما که من خودم قبلا فکر می‌کردم که رابطه خوبی با خدا دارم ولی بعد رفتن به کلاس‌های موفقیت و خواندن کتابهای زیاد تازه فهمیدم که من همیشه با خدای خودم معامله می‌کردم و به همین خاطر هیچ وقت به نتیجه مطلوب نمی‌رسیدم و وقتی که به این حقایق رسیدم متوجه شدم که چقدر از راه زندگی را اشتباه رفتم و به خودم قول دادم که یک مسیر جدید در زندگی خودم ایجاد کنم با طرز فکر مثبت، با سرمایه‌گذاری روی خودم، تلاش کردن و رسیدن به جایگاهی که از خودم انتظار دارم برسم و همیشه در تلاشم که ارتباط خودم را با خدا بهتر و بهتر کنم.

    خدا رو شکر از آن به بعد زندگیم بسیار زیبا و عاشقانه شده و درآمدم ظرف مدت کوتاهی چند برابر شد و خدا را شکر روز به روز پله‌های ترقی را بسرعت بالا می‌روم و به خودم می‌گویم هر کاری که انسان‌های موفق انجام دادن و اثری از خودشون توی دنیا باقی گذاشتن، من هم می‌توانم چون اون توانسته و از عدالت خدا به دور هست که برای دیگری بخواهد و برای من نه!
    و این را بگویم برای خدا فرقی نمی‌کنه که چی کسی هستی و چه میخواهی خداوند در قرآن می‌فرماید: «ادعونی استجب لکم» بخوانید تا استجابت کنم پس براش فرقی نمی‌کنه چه کسی می‌خواد و چی می‌خواد مثل خورشید که وقتی بر زمین می‌تابد براش فرقی نداره که توی خانه چه کسی بتابد هر کسی هر طور که دوست داره میتونه از نور و گرمای خورشید استفاده کنه.

    اینجانب محسن بهاردوست مربی و مدرس توسعه فردی؛ مطمئنم اگر کسی مواردی که در این سایت آموزش داده ام را جدی بگیرد و به آنها عمل کند ، طی چند هفته می‎تواند زندگی خودش را از همه لحاظ مادی و معنوی ارتقاء بدهد و می‎تواند بسیار متفاوت فکر کند و فرمان زندگی خودش رو بدست بگیرد و حال خوب و ثروت مادی و معنوی را به خود و خانواده‎ و دوستانشان هدیه بدهد.

    در حقیقت وبسایت بهارِباور جایی هست که با آموزش های ساده و عملی و موثر و تاثیرگذار که هر کسی در هر جایی از دنیا میتواند با این آموزشها زندگی اش را بهتر کند و به خواسته های قلبی خود برسد ما در این وبسایت ضمن آموزش های رایگان بیشمار، به ارائه دوره ها و مباحث آموزشی در حیطه توسعه فردی بهبود فردی و خودشناسی می پردازیم.

    بخشی از فعالیت های من به شرح زیر است:

    1. سخنرانی در دانشگاه های روانشناسی تهران و الزهراء تهران و ادیان و مذاهب قم
    2. مشاور بسیاری از اساتید مدرسه استادی
    3. نویسنده کتاب‌های بهار ثروت و کتاب الکترونیکی حال خوب جذب خوب
    4. نگارش مقالات متعدد
    5. مربی و مشاور تعدادی از اساتید دانشگاه ها و شهرداری یکی از استانهای ایران عزیز هستم.